X
تبلیغات
کوروش عزیز کجایی ؟
تاريخ : جمعه سیزدهم مرداد 1391 | 23:23 | نویسنده : آريايي
با سلام به تمام دوستان عزیزو با وفا که با نظرات زیبا و ارزشمندشان بر من منت نهاده و به من امید میدهند در این جامعه وانفسا دلخوش آینده باشیم. از همه عزیزان خواهش میکنم هر پستی که نظرشان را جلب کرد و احساس کردید لازم است به اطلاع بیشتر ملت عزیزمان برسد برداشته ودر وبلاگ خود قرار دهید تا بینندگان وبلاگ شما هم به جمع مخاطبان اضافه شود .شاید با این روش طیف بیشتری از مردم با خبرهای مهم مطلع شوند.هیچ نیازی به نام منبع یا اینجانب نیست من با کمال میل از این موضوع راضی هستم و از این همکاری مفید شما تشکر هم مینمایم.

ارادتمند همه عزیزان



تاريخ : دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1392 | 22:28 | نویسنده : آريايي

تاریخ انتشار:

هفتم آذر 1392

توجه:  نامه در این تاریخ برای دفتر ریاست جمهوری ارسال گردیده است.

این نامه توسط خبرگزاری دانشجویان (ایسنا) در ادرس زیر منتشر شده است.

خبرگزاری ایسنا


**********************************************************

جناب آقای دکتر حسن روحانی، ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران

با سلام و تحیت

این روزها و پس از استقرار دولت تدبیر و امید، همه جا صحبت از قفل هایی است که  فرهنگ و اقتصاد و سیاست و حقوق ملت و...را متاثر ساخته است. 

این قفل ها باز نمی شوند مگر اینکه همه ما ایرانیان دست به دست هم دهیم و با همفکری و امید کلیدها را بسازیم.

اینجانب به عنوان یک فرهنگی با توجه به تجربیات بیست ساله ام  در امر آموزش و پرورش در ایران و خارج از ایران، می خواهم از قفل ها و کلیدهایی با شما سخن بگویم که توجه به آنها  می تواند مسیر پیشرفت فرهنگی و علمی کشور را دگرگون نماید.

رییس جمهور محترم، 

آموزش و پرورش ما در چند دهه گذشته نسل هایی را  تحویل جامعه داده است که  چند ویژگی بارز دارند:

1- این نسل ها  مغزهایی آکنده از معلومات و محفوظات دارند در حالی که مفهومش را بدرستی نمی دانند و در بکار بردنش چندان توانا نیستند.

2- این نسل ها برای زندگی نه در زمان آینده که برای زمان خود نیز تربیت نشده است یعنی برای آن که یک فرزند صالح، یک همسر شایسته، یک پدر و مادر خوب، یک شهروند درستکار و  قانون مدار، یک خواهر و برادر فداکار، یک تاجر یا صنعت گر  راست کردار، یک  سیاستمدار صادق و...باشدپرورش نیافته اند و اصولا در آموزش و پرورش جایی برای تربیت و پرورش هدفمند وجود ندارد!

3- این نسل ها دچار غروری کاذبند و همه ی ترین های خوب روی زمین را از آن خود می پندارند.

باهوش ترین، دانا ترین، مهربانترین، بافرهنگ ترین، با ادب ترین، متمدن ترین، شریفترین، خانواده دوست ترین و...از جمله صفاتی است که دو نسل اخیر  به خود نسبت می دهد.

 نتیجه این سه ویژگی، جامعه امروز ماست که دارای سیاهه بلندی از کژی ها و ناراستی هاست.

ما امروز جامعه ای داریم که طلاق، اعتیاد، دزدی، مزاحمت های خیابانی، قتل، تجاوز، رشاء و ارتشاء و کلاهبرداری و ایدز به گواهی آمار مراجع مسئول در حال افزایش است و از طرفی نابسامانی هایی چون  دروغ، چاپلوسی، تهمت و افترا، بی انصافی، ریا، رعایت نکردن قوانین از قوانین راهنمایی و رانندگی گرفته تا قوانین مهم کشوری، استبداد رای و تکروی، توجیه غیر منطقی، بی توجهی به تجربه بزرگان در هر علمی، کلاهبرداری در همه عرصه ها، باند بازی ها در همه عرصه ها، گریز از ایجاد شفافیت در امور مختلف توسط مدیران و مسئولان، انواع فساد اداری، رای به ناحق، متهم کردن دیگران، خط قرمز کشیدن در اطراف یاران و دوستان، دعواهای روزانه از محلات گرفته تا مجلس و  روزنامه ها،  آلوده کردن محیط زیست، گران فروشی و احتکار، تولید کالای بی کیفیت و حتی مرگ گفتن ها و درود گفتن های بیجا، رفت و آمد اتوبوسی مدیران، خرافات علمی و مذهبی، به سخره گرفتن علم و دانش و تخصص، طایفه گرایی و حزب گرایی و قوم گرایی و تعصب های فروان در این عرصه ها و.. می رود تا تیر خلاص را بر پیکره فرهنگ و اخلاق جامعه بزند و جالب اینکه این  موریانه های تمدن خوار در زمانی اندک می توانند فرهنگ، اقتصاد، مذهب، سرمایه های مالی و انسانی و همه داشته ها و افتخارات یک تمدن را  از درون سست  نمایند و انچه می ماند پوسته ای است از ادعا که به اشاره ای از سوی دشمنان فرو می ریزد.

جناب آقای روحانی، به داد نسل دانش آموز امروز برسید و طرحی نو دراندازید که اگر این نسل هم پیش از ورود به جامعه و دانشگاه، تربیت نشود، پس از آن چون آهوی وحشی، از تربیت و پرورش خواهد گریخت و چون گیاه خودرو شاخ و بال می گیرد و چون تن به هرس شدن  نمی دهد، دوباره همان می شود که امروز می بینیم و ما همچنان گرفتار  در این دور باطل  به سوی نیستی می رویم.

 ساده بگویم نوجوانان امروز ما حق  دارند که برای زندگی امروز و فردا درست و کامل  تربیتشوند و به اندازه لازم و نه بیشتر علوم را فرا بگیرند و  دولت وظیفه دارد  به کمک  آموزش و پرورش، درست آموزش دهد و هدفمند تربیت کند تا نسلی را تحویل دهد که در درجه اول برای زندگی در جامعه  انسانی و اسلامی آماده است.

متاسفانه این روزها، در مدارس ما تربیت زیر پای رقابت  مدیران آموزش و پرورش برای کسب آمار بالاتر قبولی سالانه یا پذیرش در مدارس خاص و کنکور و المپیاد های  رنگارنگ، رنگ می بازد و اگر گاهی هم یادی از آن می شود تنها در حد نماز جماعت و عزاداری است و البته نه همیشه از سر اخلاص که گاه  از ترس اخطار  یا به طمع اکرام.

در چنین نظام آموزشی است که دانش آموزان نگون بخت ما بر عکس همه دانش آموزان کشورهای پیشرفته ( که دوران نوجوانی را در کنار لذت از زندگی و حیات خود و درک آفرینش و جهان آفرین به کسب ادب و تربیت می گذرانند) چون ماشینی فرض می شوند که آفریده شده اند تا از طلوع خورشید تا نیمه های شب، فرمول های مختلف علمی را  فقط و فقط حفظ کنند بدون آن که معنایشان را درک نمایند یا فرا بگیرند که چگونه آنها را بکار برند و مایه تاسف بیشتر زمانی است که مدارسی با نام های پر طمطراق به پرورش این ماشین های تربیت نشده  و دچار انواع مشکلات رفتاری و روانی افتخار می کنند و البته مسئولین ما نیز وجود چنین دانش اموزانی را نشانه پیشرفت کشور می دانند!

از سوی دیگر، معلمان نیز که در طول چند سال اخیر از این همه ناهنجاری های در حال گسترش خسته شده اند و از انبوه  بی مهری ها و ظلم ها و دروغ ها  نا امید و دلسرد گشته اند در میان دانش آموزانی که به تربیت بیشتر از آموزش نیاز دارند و مدیران و خانواده هایی که فقط انتظار آموزش دارند بی صدا در حال خرد شدن هستند!

( به عنوان نمونه توصیه می شود تفاهم نامه مدیران و ادارات را مبنی بر لزوم افزایش هر ساله درصد قبولی و میانگین نمرات را بررسی فرمایید تا به عمق فاجعه پی ببرید.)

کوتاه سخن اینکه:

جناب رییس جمهور عزیز،

 بنظر می آید کلید حل  بسیاری از ناهنجاری ها و مشکلات کشورف ایجاد اعتدال در آموزش و پرورش و  توجه به نکات زیر است:

1- اهمیت بسیار بیشتر به تربیت و پرورش بخصوص در دوره ای ابتدایی و دوره متوسطه اول،

(در این باره احادیث بسیاری نقل شده است و  عجیب اینکه دنیای پیشرفته امروز نیز به این مهم، بسیار توجه نموده است و ما فقط در ادعا مانده ایم.)

2-کاهش  مفاهیم و مطالب بی شمار  آموزشی کتاب های درسی بخصوص در دوره ابتدایی و دوره متوسطه اول و ایجاد فرصت برای کار همه معلمان در امر پرورش،

( حتما جنابعالی استحضار دارید که در حال حاضر، سطح مفاهیم علمی کتاب های ابتدایی و دوره متوسطه اول بالاتر از میزان فهم و تجربه کودکان و نوجوانان و هم سطح با کتب دبیرستانی  کشورهای پیشرفته است!)

3- شفاف نمودن مفاهیم تربیتی بسیار مهم است زیرا در حال حاضر پرورش تنها به تلاش بی ثمر با قالب های تکراری برای ایجاد چند رفتار مذهبی خاص (نماز، حجاب، عزاداری) بدون توجه به صفاتی مانند صداقت و راستگویی تقلیل یافته است جالب آنکه وضعیت امروز جامعه و آمارهای واقعی بیانگر ناتوانی و شکست در همین چند عرصه می باشد.

4- تعطیلی یا برخورد با مدارس خاص دولتی و غیر انتفاعی و بنگاه های مالی - آموزشی که پوستین آموزش به تن کرده اند و تنها و تنها هدف آنها آموزش به شیوه حفظ علوم است. در بعضی از این مدارس که تعداد آنها کم نیست، موسسان یا  مدیران بیش از آن که دغدغه فرهنگی یا تربیتی و آموزشی داشته باشند،  اهداف مالی و سیاسی و اجتماعی  خاصی دارند و دانش آموزان بیگناه و خانواده های آنها برایشان ابزاری بیش نیستند.

5-توجه بیشتر به فرهنگیان در همه عرصه ها (فرهنگی، اقتصادی و آموزشی)، به عنوان موتور محرکه نظام آموزشی

فاش بگویم که اگر در بر همین پاشنه  چند ساله اخیر بچرخد، پیش از اتمام دوره اول ریاست جمهوری جنابعالی، فشار های اقتصادی و بی حرمتی هایی که خانواده ها و مسئولان نثار می کنند کار را بجایی می رساند که نه از تربیت و آموزش نیم بند چیزی می ماند نه از معلم و متعلم. 

6- طراحی یک نقشه  راه تربیتی و آموزشی عملی برای 20 سال و 50 سال  آینده با نظر خواهی از همه معلمان و فرهنگیان در همه نقاط کشور که از نزدیک با دانش آموزان و نیازها و مشکلات آنها آشنا هستند و نیز کمک گرفتن از تجربیات سایر کشورهای موفقی که اشتراکات فرهنگی با ما دارند و بروز رسانی سالانه این نقشه با توجه به تغییرات فناوری ها و تعاملات جهانی (لازم به ذکر است که بنظر بسیاری از فرهنگیان،  اسنادی مانند سند تحول آموزش و پرورش بیشتر به یک انشای نگاشته شده در اتاق های دربسته شبیه است تا یک سند تحول  همراه با یک شیوه نامه اجرایی قابل اجرا چرا که  در طراحی آن نه معلمان و فرهنگیان نقشی داشته اند و نه به عنوان مجریان اصلی برنامه، توجیه شده اند و نه در طی نگارش آن نظر خواهی از آنان انجام گرفته است. )

7- انتخاب مدیران در همه سطوح از میان افراد تحصیل کرده، روشن فکر، دنیا دیده  و متعهد  و با تجربه و بدور از تعصب انجام گیرد.

8- کم رنگ کردن اهمیت المپیادها  و مسابقات  مختلف علمی (مانند همه کشورهای پیشرفته) با هدف  پایان دادن به رقابت مدارس و خانواده ها و کاهش نگرانی  و اضطراب دانش آموزان

9-توجه بیشتر به مسابقات ورزشی، هنری، تفریحی و.. که در آنها جنبه های مختلف  رفتارهای درست انسانی مورد توجه قرار  گیرد.

10- کاهش حجم ادارات و دوایر آموزش و پرورش که تنها هنرشان، تولید و ارسال انبوهی از بخشنامه های بی ثمر و جمع آوری آمارهای غیر واقعی است که مجال خلاقیت و پرداختن به امور تربیتی را کاملا از کادر اجرایی  و مدیران مدارس سلب کرده اند.

11- جلوگیری   از ورود نا آگاهان و غیر متخصصان به عرصه تربیت و پرورش دانش آموزان 

(برای مثال دیده شده است که بعضی از سخنرانان یا مدعیان تربیت و اخلاق و فرهنگ در جلسات عمومی جملاتی را بکار می برند که چون سیلی همه زحمات تربیتی  خانواده ها و معلمان را نابود می کند. برای مثال  صحبت از ازدواج دانش آموزان در سن 13  یا 14 سالگی یکی از ناشیانه ترین سخنانی است  که این روزها مطرح می شود. این افراد با ورود به حوزه ای که  تخصص و تجربه ای در آن ندارند، فقط مشکل بسیار بزرگی بر مشکلات تربیتی نسل حاضر و نسل بعدی می افزایند و مایه سخره تمدن و فرهنگ  ایرانی در دنیا می شوند. ) 

در پایان، لازم می دانم از طرف خود و همکاران فرهنگی ام، موفقیت دولت جنابعالی را در عرصه مذاکرات هسته ای که نتیجه هوشمندی، پشت کار، اعتدال، دوری از تعصبات  نابجا، درک زمان و منطق است به  ملت عزیز ایران، مقام رهبري، شما و همکاران محترمتان در دولت تدبیر و اعتدال و اميد تبریک عرض نمایم


با سپاس و آرزوی موفقیت برای جنابعالی و همه دلسوزان کشور

مجید سعدآبادی -دبیر فیزیک(آموزش و پرورش ناحیه 7 مشهد)



تاريخ : شنبه نوزدهم بهمن 1392 | 9:0 | نویسنده : آريايي

خدايا ما مردم ايران راچه شده است؟؟؟؟؟؟

جدای از مشکلات بحران برف برای ساکنان گیلان و مازندران، فرصت‌جویی عده‌ای که بی‌توجه به عمق بحران و فاجعه و زیر سایه بی‌توجهی مسئولان دولتی، اقدام به افزایش نرخ و تعرفه انواع کالا و خدمات کردند، قابل تأمل و تأسف است.


به گزارش تسنیم، بحران اخیر برف و سرما در شمال کشور که تاکنون خسارات زیادی به ساکنان و کشاورزان استان‌های شمالی کشور کرده است، مقصران متعددی از جمله وزارت نفت، سازمان هواشناسی و سازمان مدیریت بحران دارد که در چگونگی پیش‌بینی وضعیت جوی، توزیع انرژی و اتخاذ تدابیر پس از وقوع این بحران کوتاهی‌هایی را داشته‌اند اما همیشه یکی از اصول اساسی پس از وقوع بحران، ایجاد آرامش و امنیت برای افرادی است که دچار بحران شده‌اند و نیاز به آرامش فکری برای بازیابی جسمی و روحی خود دارند.

جدای از مشکلات ساکنان استان‌های گیلان و مازندران که بسیاری از آنها در خانه‌های روبه ویرانی خود، محبوس شده بودند و ابتدایی‌ترین امکانات زندگی هم برایشان تبدیل به رؤیا شده بود، مشکلی که ناشی از سوءتدبیر مسئولان است، فرصت‌جویی فروشندگان و ارائه کنندگان خدمات به مردم است که بی‌توجه به عمق بحران و فاجعه و زیر سایه بی‌توجهی مسئولان دولتی، اقدام به افزایش نرخ و تعرفه انواع کالا و خدمات کردند.

در گذشته رسم بر این بود که هنگام بروز حوادثی چون سیل، زلزله، خشکسالی و سرمای شدیدی چون امسال، مردم از اقصی‌نقاط کشور به کمک حادثه‌دیدگان می‌شتافتند اما این روزها گویا همچون بسیاری از سنت‌ها که فراموش شده، این سنت نیز به باد فراموشی سپرده شده و منفعت را در این می‌بینیم که نمک بر زخم مردمی بریزیم که زیر بار سنگین برف و سرما کمر خم کرده‌اند. از نامهربانی مردم که بگذریم، باید از مسئولان دولتی و مراجع نظارتی این سوال را پرسید که چرا در برابر گرانی‌های وحشتناک و غیرقابل توجیه اخیر در استان‌های بحران‌زده سکوت کرده‌اند و اقدامی‌ نمی‌کنند. چرا خبری از برخورد با گران‌فروشان نیست.

یک فروشنده به چه حقی به خود اجازه می‌دهد به بهانه کمبود و سرما، محصول و کالایی را که در اختیار دارد به ده‌ها یا صد برابر قیمت معمول به فروش برساند. چرا یک راننده تاکسی باید قیمت مسیر را حدود ۳۰ برابر افزایش دهد؟ چرا به جای اینکه امکانات اولیه به سرعت در اختیار مردم قرار بگیرد، آنها باید نان را به قیمت جان بخرند؟ اگر دولت در تهیه اقلام اساسی و ضروری با مشکل روبه‌رو بود، چرا مانند حوادث مشابه دیگر، از مردم کشور تقاضای کمک به بحران‌زده‌ها را نکرد؟

تمام این اتفاقات ناشی از این است که در شرایط عادی و هنگام بروز تخلفات کوچک‌ و جزئی، برخوردهای قانونی، بایسته و بازدارنده با متخلفان صورت نمی‌گیرد تا آنها در چنین شرایطی که شهروندان برای زنده ماندن به ابتدایی‌ترین مایحتاج مانند نان و آب دارند، آنها را با قیمت‌های گزاف بفروشند.

در زیر بخشی از کالاهایی که در مواقع بحران جزو ضروریات محسوب شده اما در روزهای اخیر در برخی شهرها مانند تنکابن، صومعه سرا، فومن و نوشهر با افزایش عجیب روبه‌رو شده‌اند را می‌بینید.



تاريخ : شنبه نوزدهم بهمن 1392 | 8:43 | نویسنده : آريايي

مدیر روابط عمومی وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشکی اعلام کرد، بروز ناراحتی و درد در ناحیه قفسه سینه، وزیر بهداشت را راهی بیمارستان کرد.


عباس زارع نژاد عصر روز جمعه در گفت وگو با ایرنا در پاسخ به برخی اظهارات مبنی بر ایجاد ناراحتی قلبی در وزیر بهداشت به دلیل اختصاص سهم سه هزار میلیارد تومانی بهداشت و درمان به بیمه ها، افزود: وزیر بهداشت امروز به علت ناراحتی و بروز درد در ناحیه قفسه سینه، برای اطمینان از وضعیت عمومی و بررسی بیشتر به یکی از بیمارستان های پایتخت مراجعه کرد.

زارع نژاد اظهار داشت: هم اکنون وزیر بهداشت در صحت و سلامت کامل به سر می برد و خطری متوجه وی نیست.

وی ادامه داد: مجلس شورای اسلامی، دیروز با پیشنهاد برخی نمایندگان مجلس سه هزار میلیارد تومان از اعتباری را که قرار بود برای اصلاح زیر ساخت های بهداشتی شبکه بهداشت در سال 93 به وزارت بهداشت اختصاص یابد به بیمه ها اختصاص داد که این موضوع موجب ناراحتی و درد ناحیه قفسه سینه وزیر بهداشت شد .



تاريخ : دوشنبه شانزدهم دی 1392 | 21:51 | نویسنده : آريايي

تو تلویزیون گفته 65000 نفر امسال رفتن به حج .نفری یازده میلیون تومن.
میشه 715000000000 تومن.
اگه دلار رو 3000 تومن حساب کنیم میشه 239 میلیارد دلار... جالبه نه!

پولی که اونجا خرج میکنن به کنار... سوغاتی به کنار.حج تمتع... به کنار، اونوقت کل بودجه ی سال 92؛ 586 میلیارد دلاره..... من دیگه حرفی ندارم... صرفا جهت اطلاع ❗

"جهالت" کاری کرد که پیرزن ایرانی گاو خود را بفروشد که به مکه مشرف شود،تا عرب از شتر به لامبورگینی و از چادر به برج برسد و مردم ما سعادت را دو دستی به اعراب تقدیم کنند که شاید سعادت خود در دنیای دیگر را یابند!

آیا میدانید خدا کجاست؟
خدا در قلب کودکیست که در همسایگی حاجی از فقر ناله میکند و حاجی در بین عربها بدنبال "خدا" میگردد... )



تاريخ : شنبه هفتم دی 1392 | 9:42 | نویسنده : آريايي
آلودگی هوادرچین کارخانه هارا تعطیل میکند اما......

در ایران مدارس و دانشگاههارا  !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!



تاريخ : جمعه بیست و دوم آذر 1392 | 12:25 | نویسنده : آريايي
این روزهای خبرای داغی پیرامون اختلاسهای چند میلیاردی در سازمان بیمه تامین اجتماعی به گوش میرسد.

البته بازم گلی به جمال روزنامه ها و جراید که جرات نوشتن و بحث در مورد این مسئله را دارند. تلویزیون که با آن همه ادعا خبررسانی دقیقی به مردم نمیکند.

البته این موارد برای ملت بزرگی مثل ایران دیگه عادی شده و اینقدر صبر و تحملشان بالا رفته که هیچ کدام از ما مردم حتی زحمت فکر کردن به این مسائل پیش پا افتاده را به خود نمیدهیم.

خدا خودش اون بالا هست و ان شالله رسیدگی میکنه؟

قوه قضاییه هم که نماینده اجرای عدل الهی ست و مثل شیر آماده رسیدگی به جرم افرادی که حق مردم را میخورند .

پس دیگه مسئله اینیست این هم مثل قبلی ها حل میشه؟





تاريخ : جمعه بیست و دوم آذر 1392 | 11:40 | نویسنده : آريايي
سلام به دوستان عزیز و با وفا

قبل از هر چیز امیدوارم عذر خواهی منو به خاطر وقفه طولانی که در بروزآوری وبلاگم پیش آمده را به بزرگواری خود ببخشید. از شما چه پنهان امسال بعد از کلی مشورت و کلنجار رفتن با خودم تصمیم  گرفتم برای اوقات فراغتم یک شغل دیگر دست و پا کنم فکر ها و پیشنهادات زیادی داشتم اما هیچکدام به روحیات و اخلاق من سازگار نبود به همین خاطر تصمیم گرفتم به شغلی که از بچگی خیلی بهش علاقه داشتم رو بیارم و در کنار معلمی و تدریس کامپیوتر دست به کار شده و هنر دست خودم را برای فروش به دوستان و همشهریان عرضه کنم. لازم به ذکر است من به هیچ عنوان دوره آموزشی یا شغل نجاری را پیش هیچ استادی فرا نگرفتم و هر چی دارم استعداد و خلاقیت و پشتکار خودم بوده و تجربیاتی ست که از بچگی به دست آوردم.خوب خیلی از خودم تعریف کردم دیگه بسه بهتره چند نمونه از کارهای ساخته شده خودم را به نمایش بگذارم.

ازدوستان عزیزی که در این زمینه تجربه دارند استدعا دارم با نظرات و راهنماییهای ارزنده شان این حقیر را یاری کنند.

ضمنا کلیه سفارشات با تخفیف ویژه پذیرفته میشود (ارسال درب منزل با پیک ویژه)

(نامردین اگه بدون اطلاع کپی بردارین)






تاريخ : جمعه نوزدهم مهر 1392 | 10:27 | نویسنده : آريايي

درد و بلای

غیورمردان والیبال ایران

پهلوانان  کشتی 

دلاوران رزمی کار  و سایر رشته های قهرمان پرور ایران

تو سر فوتبالیستهای و تمامی دست اندرکاران فدراسیون فوتبال




تاريخ : دوشنبه هجدهم شهریور 1392 | 23:28 | نویسنده : آريايي
چند روز پیش (جمعه پانزدهم شهریور ماه هزارو سیصدو نود دو) استادیوم آزادی تهران

نبرد همیشه مسئله ساز دوتیم مزخرف ایرانی (استقلال و پیروزی)

به قول گزارشگر هر روز یک رنگ صدا و سیما که چند روز قبل از بازی با تهیه گزارشات داغ از طرفداران این دو تیم به این آتش هر چه بیشتر دامن میزد : مجموع قرار دادهای بازیکنان حاضر در میدان بیش از بیست میلیارد تومان بود

اما متاسفانه همین بازیکنان میلیاردی قبل از بازی با هم دست داده و روبوسی میکردند و اظهار جوانمردی و مردانگی اما به محض اینکه پایشان به بازی رسید شروع کردند به خطاهای محرز و متاسفانه ناسزا گفتن بهمدیگر و داور و....

دقت کردین یکی از کسانی که این بازی مزخرف راهر چه بیشتر داغ میکند و سر جوانان احمق ما را به این بازی بند میکند همین صدا و سیمای هفت رنگ ماست .خودشان تنور این بازی را داغ میکنند و بعد از بازی خودشان تمام بازیکنان و مربی و داور را میکوبند وباز در بازی برگشت و یا سال بعد دوباره همین سناریو تکرار میشود وباز احمقهایی مثل تماشاگران این بازی از فرسنگها راه دور چند روز زودتر به تهران آمده و شب را در چادر خوابیده و بلیط 50 هزار تومانی میخرند و بعد از بازی مثل ... پشیمان از این بازی مزخرف و احمقانه به خانه هایشان بر میگردند و این وسط کی برنده بازیست ؟؟؟؟ اول از همه بازیکنان میلیاردی که با بازیهای آبگوشتی خود میلیونها تومان به جیب میزنند و برای همین تماشاگران بدبخت که برایشان سرودست میشکنند تره هم خورد نمیکنند.

دوم هم لیگ فوتبال مافیایی ما که از فروش بلیهای بازار سیاه و امتیاز پخش این بازی و فروش تبلیغات شرکتهای تجاری و .... پولهای کلان را بالا میکشند.

ای جوان بدبخت احمق ایرانی آیا واقعا ارزششو داره برای دیدن این بازیها و تحمل این همه حقارت و کوچکی از طرف بازیکنان و مربیان و لیگ فوتبال این همه وقت و پول خودت رو صرف این سرابها کنی؟؟؟؟؟

حالا فهمیدید احمق ترین ها در ایران کیا هستن؟؟؟؟ به نظر من همین افرادی که برای خودشان ارزش قائل نمیشوند و حاظرند همه جور تحقیر و سختی و حقارت را به جان بخرند برای دیدن و تشویق کردن چنین بازی و بازیکنان!!!!!!

بازیکنی که جواب گزارشگر رسمی دولت را با کبر و غرور و خودخواهی میدهد چه ارزشی برای تماشاگر بدبخت قائل خواهد شد. فقط به فکر این هست اول لیگ قرار داد میلیاری خودرا با هر کلکی هست  ببنددوبعد تا آخر لیگ اسب خودرا هر طور میخواهد بتازاندو بعدبه ریش من و تو پرچم کشور بخندد و از این پولهای بادآورده حالشو ببره..

در آخر از تو خواننده عزیز میخام اگه با نظر من موافقی این مطلبو تو وبلاگت بزار یا ایملش کن تا شاید سهمی در آگاه سازی این افراد داشته باشیم




تاريخ : یکشنبه دهم شهریور 1392 | 11:1 | نویسنده : آريايي
طلب کارمند از دولت !!!!!

کارمند خطاب به بالا دستیها :

آقا این طلب ما رو دولت کی میده؟؟؟؟

بالا دستیها: ان شالله در ماه آینده واریز میشود!!!!

.

.

.

.

چند ماه بعد

بالا دستیها: ببخشید به علت تامین نشده بودجه طلب شما رفته به دیون و معلوم نیست کی پرداخت شود .لطفا دیگه سوال نکنین!!!

طلب دولت از کارمندان !!!!!

برداشت از حساب کارمندان بدون اطلاع و حتی جریمه دیر کرد نپرداختن به موقع اقساط!!!!




تاريخ : سه شنبه بیست و نهم مرداد 1392 | 12:56 | نویسنده : آريايي
دقت کردین که همه‌ی بدبختیامون مال خودمونه، به شادی‌ها که می‌رسه می‌گن بیاید قسمت کنیم؟
داروخانه هم می‌داند که ما زخم‌هایمان زیاد است که بقیه پولمان را چسب زخم می‌دهد !
الهی
نه من آنم که زفیض نگهت چشم بپوشم
نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی
در اگر باز نگردد، نروم باز به جایی
پشت دیوارنشینم چو گدا برسر راهی
کس به غیر از تو نخواهم
چه بخواهی چه نخواهی



تاريخ : دوشنبه بیست و یکم مرداد 1392 | 21:45 | نویسنده : آريايي
به گزارش ایسنا، سیدمحمد حسینی - وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی (وزیر احمدی نژاد که هنوز سر کار است) - در دیدار با کارکنان این وزارتخانه، که روز دوشنبه 16 مردادماه برگزار شد‌، در سخنانی گفت: به آقای روحانی و جناب آقای جنتی تبریک می‌گویم که در روزهای آینده سکان‌دار وزارت ارشاد می‌شوند و بر همکاری معاونان و کارکنان با ایشان تا زمانی که لازم است، تاکید می‌کنم.
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی سپس درباره قرآنی که در لبنان به چاپ رسیده است، گفت: ما نیاز داشتیم در خارج از ایران مصحف واحدی به چاپ برسانیم. پس از صحبت با دوستانی که در فعالیت‌های قرآنی شرکت می‌کنند، تصمیم به چاپ یک میلیون نسخه از این قرآن گرفتیم که تا به حال 400 نسخه از آن چاپ شده تا در کشورهای اسلامی توزیع شود.
او ادامه داد: این قرآن چهار رنگ دارد و با آرم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی جمهوری اسلامی ایران به چاپ رسیده است. هر دستگاه دیگری هم می‌تواند آن را به نام خود چاپ و در سراسر کشورهای اسلامی توزیع کند.
حسینی عنوان کرد: این قرآن به عنوان نماد جمهوری اسلامی ایران انتخاب شده است، چون درباره ایران می‌گویند این‌ها قرآن را تحریف کرده‌اند و قرآن دیگری دارند‌، ما نیاز داریم این قرآن را با آرم جمهوری اسلامی ایران در سراسر دنیا عرضه کنیم. خط این قرآن عثمان طاهاست و آقایان فداکار و محمدی برای آن زحمت بسیاری کشیده‌اند.
در این نشست همچنین حمید محمدی، از دست‌اندرکاران چاپ قرآن با آرم ایران،‌ گفت: از آرزوهای دیرینه ما بود که قرآنی منتشر کنیم که در جهان بفهمند مختصات هنر ایرانی در آن دیده می‌شود.
او ادامه داد: در همین راستا جلسات مختلفی در دفتر مقام معظم رهبری تشکیل شد و پس از مذاکرات طولانی شرایط تدوین این قرآن مشخص و قرار شد با چهار خط برای مشارقه،‌ مغاربه،‌ شبه قاره و منطقه بیداری اسلامی منتشر شوند. قرآنی که هم‌اکنون چاپ شده است، ویژه منطقه بیداری اسلامی است. این قرآن به 40 زبان و در هر زبان 50 هزار نسخه ترجمه و منتشر خواهد شد. تمام نهادهای جمهوری اسلامی ایران اگر بخواهند در سطح بین‌المللی قرآنی منتشر کنند،‌ طبق ضوابط شورای بین‌المللی بیت‌، موظف هستند این قرآن را منتشر کنند.



تاريخ : پنجشنبه هفدهم مرداد 1392 | 23:31 | نویسنده : آريايي
چند وقت متوجه شدم وبلاگ سایرس بنا به علل نامعلوم !!!!!!!! مسدودشده.

البته نمیشه گفت  نامعلوم چون نویسنده وبلاگ گاهی وقتها واقعیتهای جامعه را بیان میکرد شاید گفتن واقعیت در این دنیای مجازی هم نیاز به مجوز داشته باشه. متاسفم برای خودمون که حرف دلمون رو اینجا هم نمیتونیم بزنیم

ولی تصمیم گرفتم از امروز هرموضوع مهم و قابل تاملی که دیدم حتی شده در چند خط بیان کنم شاید با حمایت خوانندگان و تکثیرش به گوش مسئولین رسیده و رسیدگی کنن.

*******اولین نکته : دزدی آشکار اپراتور تلفن همراه ایرانسل : با تبلیغات گسترده به نام شارژ شگفت انگیز . روزی نیست که این تبلیغ را از تلویزیون نبینیم اما یکبار هم به این نکته اشاره نمیکندکه این 20درصد اضافه شده بی دلیل نیست و مشترک مجبور است ظرف مدت 3 روز تمامی شارژدریافت کرده را مصرف کند.دقت کنید تمامی شارژ نه فقط 20درصد شگفت انگیزرا !!!! وچنانچه دراین سه روز مبلغ موردنظررامصرف نکنی تمامی شارژ دریافتی ازبین میرود . اتفاقی که برای خودم افتاد و مبلغ 4000تومان از شارژتلفنم به علت مصرف نکردن سوخت ورفت به جیب .........؟؟؟؟

********امروز در اخبار خبر مهمی مبنی بر فروش برنجهای خارجی در داخل کیسه های برنجهای ایرانی درجه یک (طارم هاشمی ) پخش شد . وپاسخ یکی از مسئولین هم جالب بود نه تنها این خبر را تکذیب نکرد بلکه عنوان کرد چنانچه شکایتی از طرف مردم شود قابل رسیدگی هست؟؟؟ یعنی شما که این مسئله رامیدانیدتا مردم شکایت نکنند پیگیری نمیکنید؟

*********چندوقت پیش به علت بیماری پسرم به بیمارستان مراجعه کرده و با تشخیص پزشک مشخص شد آپاندیسش متورم شده و لازم است بلافاصله عمل شود. خلاصه مجبور شدم برای بستری شدن هرچه سریعتر پسرم اقدامات لازم راانجام دهم. اما اقدامات لازم چه بود به نظرشما .مهمترین اقدام تهیه پول !!!!!!!

تازمانیکه مبلغ یک میلیون تومان به حساب بیمارستان نریخته و قبض آنرا به پذیرش تحویل ندادم خبری از درمان ویا رسیدگی به بیمار نبود. تازه بعداز آنبود که اطاق و تخت و اقدامات لازم جهت بردن به اطاق عمل فراهم شد.ودرتمام این مدت پسرم از درد به خود میپیچید. آیادرهیچ کشور غیرمسلمانی که خداراهم قبول ندارن از این صحنه ها دیدین؟؟؟؟

جالبه هنگام تشکیل پرونده پرسیدنددوست دارید به عنوان همراه امشب را در کنار بیمار باشیدمن هم که میدانستم هیچ کس مثل خودم به  بیمارم رسیدگی نمیکندقبول کردم .خلاصه آن شب با تمام مشکلاتش شکر خدا سپری شد و روز بعد برای ترخیص پسرم اقدام کردم .پس از تسویه حساب ودریافت فاکتور بیمارستان متوجه شدم بابت یک شب خوابیدن کنار پسرم و انجام مراقبتهایی که وظیفه بیمارستان و پرستاران هست مبلغ 40 هزارتومان هم دریافت کرده اند البته یادم رفت بگم یک کاسه سوپ هم بهم دادن و یک صندلی برای خوابیدن روی آن!!!!!




تاريخ : سه شنبه یکم مرداد 1392 | 23:45 | نویسنده : آريايي
تيرماه سال قبل (۱۳۹۱) رسانه‌ها از کمک پنج ميليارد و ۸۰۰ ميليون دلاری ايران به رژيم سوريه خبر دادند. اندکی بعد در مهر ماه اخباری مبنی بر انتقال حدود ۱۰ ميليارد دلار از ايران به سوريه منتشر شد.

کمک‌های مالی ايران در شرايطی به حساب رژيم سوريه سرازير شد که اين کشور بيش از دو سال درگير قيامی مردمی عليه حکومت بشار اسد بوده است؛ قيامی که طی آن بيش از ۶۰ هزار سوری به دست رژيم اسد کشته شدند، هزاران خانه، درمانگاه، بيمارستان و مدرسه ويران شدند، به زيرساخت‌های اساسی مانند سيستم آب رسانی و بهداشت صدمات جدی وارد شد، و رقمی بين يک تا سه ميليون نفر ناگزير از ترک محل زندگی خود و مهاجرت شدند. هم‌اکنون بيش از ۴۰۰ هزار پناهنده سوری به کشورهای مجاور و همسايه پناه برده‌اند. ۵۰ درصد از کسانی را که ناچار به ترک محل سکونت خود شده‌اند، کودکان تشکيل می‌دهند.
پنج ميليارد و ۸۰۰ ميليون دلار پول زيادی است. فارغ از اين که اگر اين مبلغ هنگفت به حساب رژيم اسد سرازير نمی‌شد چه تاثيری بر سرنوشت مردم سوريه می‌توانست داشته باشد، اينجا فقط می‌خواهيم به اين مساله بپردازيم که اگر اين پول در داخل ايران هزينه می‌شد، چه کارهايی می‌شد با آن انجام داد.
تسهيلات آموزشی
هزينه متوسط ساخت يک کلاس درس در استان تهران حدود ۱۶ هزار و ۷۰۰ دلار است (نرخ برابری دلار و ريال هنگام نگارش اين مطلب حدود ۳۶ هزار ريال در برابر هر يک دلار آمريکا در نظر گرفته شده؛ تمام تبديل‌ها به همين نرخ انجام شده مگر آنکه در پانويس هر مورد به طور خاص به نرخ ديگری استناد شده باشد). هزينه ساخت يک مدرسه با توجه به بزرگی و محل احداث آن (شهر، روستا و ...) متغير است و برای نمونه ممکن است بين ۸۳ هزار و ۵۰۰ دلار تا ۲۷۸ هزار دلار خرج داشته باشد.
با پنج ميليارد و ۸۰۰ ميليون دلار می‌توان ۳۴۷ هزار کلاس درس در ايران احداث کرد که تقريباً بيش از نيمی از شمار کلاس‌های درس فعلی در سراسر ايران است.
هزينه اتصال هر کلاس درس به اينترنت پرسرعت و ساير تجهيزات لازم برای هوشمند سازی کلاس‌های درس در ايران به طور متوسط حدود ۸۳۵ تا ۱۱۰۰ دلار است . به طور تقريبی حدود ۶۵۰ هزار کلاس درس در ايران وجود دارد. (۱)
تنها با هزينه کردن سه و ۱۲ دهم درصد از مبلغ پنج ميليارد و ۸۰۰ ميليون دلار می‌توان تمام کلاس‌های درس ايران را به اينترنت پرسرعت مجهز کرد و تضمين کرد که نسل آينده ايران دسترسی و آگاهی بهتری از جهان دارد.
تامين اجتماعی و خدمات درمانی
در سال ۱۳۹۱ بودجه تامين اجتماعی دولت ايران حدود چهل و هفت ميليارد و هشتصد ميليون دلار بوده که تنها ۱۰ درصد از آن صرف خدمات پزشکی شده است. کسر بودجه در همين سال موجب شد برخی رسانه‌ها از احتمال فروش اموال و شرکت‌های زير مجموعه سازمان تامين اجتماعی به منظور جبران کسر بودجه ابراز نگرانی کنند.
با پنج ميليارد و ۸۰۰ ميليون دلار می‌شد بودجه تامين اجتماعی را ۶۸ درصد افزايش داد (البته فارغ از نحوه هزينه شدن اين مبلغ) و اطمينان حاصل کرد که سرمايه‌گذاری‌ها، اموال و دارايی‌های سازمان تامين اجتماعی که پشتوانه بازپرداخت حق بازنشستگی و ساير خدمات اين سازمان است، به فروش گذاشته نمی‌شوند.
اگر اين مبلغ صرف هزينه خدمات پزشکی می‌شد می‌توانست بودجه اين بخش را به ميزان ۳۵۰ درصد افزايش دهد که اين می‌توانست به معنای گسترش پوشش بيمه خدمات درمانی باشد چه در زمينه بيماری‌های پرهزينه‌ای که هم اکنون تحت پوشش کامل اين سازمان نيستند و هم در زمينه ارائه اين خدمات به ميليون‌ها ايرانی ديگر که اکنون تحت پوشش بيمه درمانی سازمان تامين اجتماعی قرار ندارند.
به طور متوسط در ايران بين ۱۷ تا ۱۸ تخت بيمارستانی به ازای هر ۱۰ هزار نفر جمعيت وجود دارد.
متوسط جهانی سرانه تخت بيمارستانی حدود ۳۰ تخت به ازای هر ۱۰ هزار نفر جمعيت است. متوسط هزينه ساخت بيمارستان در ايران به ازای هر تخت ظرفيت معادل ۲۷۸۰ تا ۴۱۷۰ دلار است.تنها با صرف پنج و ۷۵ دهم درصد از پنج ميليارد و ۸۰۰ ميليون دلار می‌توان متوسط سرانه تخت بيمارستانی در ايران را به ميانگين جهانی اين آمار رساند و خدمات پزشکی بهتر و گسترده‌تری را برای ميليون‌ها تن از شهروندان ايرانی از اين طريق تضمين کرد.
ايمنی جاده‌ها
در ايران سالانه بين ۲۰ تا ۲۵ هزار نفر در تصادفات جاده‌ای کشته می‌شوند که بخشی از اين آمار به دليل کيفيت پايين جاده‌ها و زيرساخت‌های ضعيف در بخش حمل و نقل است. ايران يکی از بالاترين آمارهای تلفات در تصادفات رانندگی را در جهان دارد.
به گفته مقامات ايرانی، ايران صاحب ۱۱ هزار کيلومتر راه است (اعم از راه اصلی، آزادراه و بزرگراه) اما برای تکميل شبکه راه‌های کشور به احداث ۲۰ هزار کيلومتر راه ديگر نياز دارد. هزينه ساخت راه جديد در ايران به ازای هر متر راه اصلی ۵۰۰ دلار، هر متر آزادراه ۱۰۰۰ دلار، و هر متر بزرگراه ۱۵۰۰ دلار است.
با پنج ميليارد و ۸۰۰ ميليون دلار می‌توان ۳۸۵۰ کيلومتر بزگراه به شبکه جاده‌های ايران افزود که خود موجب تضمين ايمنی هزاران تن از ايرانيانی می‌شود که در اين جاده‌های تردد می‌کنند.
ميراث فرهنگی
ايران صاحب شمار قابل توجهی از سايت‌ها و بناهای تاريخی و فرهنگی است که اهميتی جهانی دارند. ايران در سال ۱۳۹۰ حدود ۷۰ ميليون دلار برای مرمت و نگهداری ابنيه و ميراث تاريخی و فرهنگی خود هزينه کرد.
تنها ۵ درصد (با احتساب نرخ ارز در اسفند ۹۰ و فروردین ۹۱) از پنج ميليارد و ۸۰۰ ميليون دلار می‌تواند بودجه مرمت و نگهداری آثار تاريخی و فرهنگی ايران را چهار برابر ميزان فعلی افزايش دهد و بقای اين آثار ارزشمند را برای نسل‌های متمادی تضمين کند.
بازسازی مناطق زلزله زده
سال ۱۳۸۲ زمين لرزه‌ای شهر تاريخی بم در استان کرمان را ويران کرد و بيش از ۲۶ هزار کشته برجای گذاشت. طی نه سال پس از اين واقعه دولت در مجموع حدود ۳۹۸ ميليون دلار به صورت سرمايه‌گذاری مستقيم و وام برای بازسازی فضاهای عمومی و واحدهای مسکونی بم هزينه کرد.
با اين حال در دی ماه ۱۳۹۱ رئيس شورای شهر بم گفت که بازسازی شهر بم هنوز به اتمام نرسيده و مقامات محلی به منظور اين کار تقاضای اعتباری معادل ۵۵ ميليون دلار کرده‌اند که تا کنون فقط با ۲۰ ميليون دلار آن موافقت شده است.
با توجه به نرخ متغير ارز طی اين نه سال، با حداقل هشت و هفت دهم درصد و حداکثر هشت و ۳۳ درصد از پنج ميليارد و ۸۰۰ ميليون دلار می‌شد تمام بودجه بازسازی شهر بم را يک شبه (۲) فراهم کرد و از اين طريق سرعت بازسازی را افزايش داد تا رنج بازماندگان اين زلزله کمتر شود و شايد با برنامه‌ريزی بهتر از آغاز شهر بم با کيفيتی بهتر بازسازی شود.
(۱) این رقم از مجموع تفکیک استانی آمار کلاس‌های درس در وبسایت رشد به دست آمده (کمی بیش از ۶۴۸ هزار کلاس درس)؛ به رغم این که سال ثبت و محاسبه این آمار در وبسایت رشد مشخص نشده، اما با توجه به شمار دانش‌آموزان و مقایسه آن با آمار مرکز آمار ایران به نظر می‌رسد این عدد باید به سال‌های پایانی دهه ۱۳۸۰ تعلق داشته باشد (عدم وجود آمار مستقل برای استان البرز نیز موید این مطلب است.
(۲) در آغاز بازسازی شهر بم در سال ۱۳۸۲ نرخ برابری ارز در برابر ریال در پایین‌ترین سطح طی این بازه نه ساله قرار داشت و هر دلار آمریکا به ازای حدود ۸۳۲۰ ریال معامله می‌شد. با فرض این که اگر نرخ دلار طی این نه سال ثابت می‌ماند می‌توان تصور کرد هزینه بازسازی بم حدود ۸/۳۳ درصد کمک‌های مالی ایران به سوریه می‌شد (این رقم شامل اعتبارات درخواستی که ارایه نشده نیز می‌شود)؛ در صورتی که نرخ برابری ارز را در این مدت برابر با نرخ ارز در زمان نگارش این مطلب (۳۶ هزار ریال به ازای هر دلار آمریکا) به رقم ۸/۷ درصد می‌رسیم.
در شرایطی که بدون در اختیار داشتن تفکیک سال و ماه اعتبارات تخصیصی و هزینه شده امکان محاسبه دقیق هزینه‌های بازسازی بم به دلار وجود ندارد، می‌توان مطمئن بود که این رقم هر چه بوده باشد از بازه ۸/۷ تا ۸/۳۳ درصد (از رقم ۸/۵ میلیارد دلار) فراتر نمی‌رود.